باز هم تنها شدم
این بار نه به خاطر اشتباه خودم
این بار به خاطر یه ادم که می خواست خود شیرینی کنه به خاطر اینکه کسی که دوستش داشتم فقط عاشقم بود و دوستم نداشت
شاید همه بگید دارم چرند می گم
ولی بین عشق و دوست داشتن یه عالمه تفاوت وجود داره
وقتی کسی رو دوست داری ازش ناراحت نمی شی هرچی بدی از اون ببینی به روش نمی یاری ولی وقتی فقط عاشق باشی طرف مقابل رو برای خودت می خوای دوستش داری ولی دلیل دوست داشتن خودت هستی نه اون خودت مهمتر از اون هستی
هرکی می گه عاشق فقط به فکر معشوقه چرت می گه عاشق خودش رو دوست داره
ولی عاشق باشه و طرف مقابل رو به خاطر خود اون فرد دوست داشته باشه اون وقت میشه مجنون یا لیلی
خوب بر گردم سر بلایی که این بار سر من اومد
دو روز پیش یه مزاحم تلفنی پیدا کردم خیال می کردم مثل همیشه دوستام هستندارن سر کارم می زارن
من هم شروع کردم بهش sms دادن و به نامزدم جریان رو گفتم که مزاحم دارم و فکر می کنم یکی از دوستامه
اخر شب اونی که مزاحمم شده بود گفت خیلی دلم می خواد وقتی نامزدت می فهمه کی هستی و من sms ها رو بهش نشون می دم ببینم چه حالی پیدا می کنی وقتی ازت جدامیشه
بعد فهمیدم یکی از دوستای نامزدم بوده که نمی دونم به چه دلیل این کارو انجام داده بود
نامزدم هم خیلی راحت همه چیز رو تموم کرد
تو این شهر لعنتی همه می خوان یک جوری خودشیرینی کنن
یک شهر کوچیک که اگر آب بخوری کل شهر می فهمن
نمی دونم من با اون نفر چی کار کردم که این جوری زندگی من و نامزدم رو بهم ریخت
البته نمی تونم بگم اون مزاحم کار رو خراب کرد نامزدم کارو خراب کرد
اون بود که باید پشت من رو خالی نمی کرد
این اهنگی هست که از اون شب دارم گوش می کنم یه جوری برام معنی پیدا کرده
http://www.megaupload.com/?d=3YFT696B