تبليغاتX
گيتار
ایران من گذشته خود را بیاد بیاور اقتدار و قدرتت را...
 هدایت سهراب پرتوی و ضبط البوم فلامنكو در آمریکا

هدایت سهراب پرتوی نوازه شهیر و پیشکسوت فلامنكوي ايران در حال تهيه البوم فلامنكو در ايلات متحده امريكا ميباشد .



وي كه  اكنون ساكن االات متحده آمريكا  است به همراه يك خانواده اسپانيايي مشغول ضبط البوم فلامنكويي است كه قرار از در ماههاي اينده به بازار  موسيقي فلامنكو عرضه شود .


هدايت سهراب پرتوي اولين نوازنده تخصصي فلامنكو در ايران محسوب ميشود كه رشته نوازندگي گيتار فلاكمنكو را  به صورت تخصصي دنبال و براي يادگيري ان به كشور اسپانيا سفر كرده است .


|+| نوشته شده توسط سینا در 86/01/15  |
 گفتگو با سرجیو اسد نوازنده و آهنگساز برجسته گیتار کلاسیک جهان ( بخش اول)

مصاحبه اي كه زیر در اختیار علاقمندان به گیتار کلاسیک قرار میگیرد گفتگوی مجله گیتار با سرجیو اسد نوازنده و اهنگساز  برجسته و شهیر کشور برزیل است.


سرجيو اسد ب


سرجیو اسد در حالیکه لبخند بر چهره دارد میکروفون را در دستش میگیرد



خبرنگار : ما از بازدید کنندگان سایتمان درخواست کردیم تا سئوالات و پرسشهای خود را درباره سرجیو اسد برای ما ارسال کنند یکی از سئوالاتی که بسیاری از بازدید کنندگان ان را مطرح کردند سئوالاتی بود درمورد چگونگی تنظیم و گرداوری یک قطعه ؟



سرجیو اسد : خوب به نظر من اولین قدم این است که باید به قطعاتی که دارم روی ان کار میکنم و وقت میگذارم عشق بورزم و سپس هر کاری را که در توانم باشد انجام خواهم داد که این قطعه را به شکلی تنظیم و جمع اوری کنم که شایسته و در خور ساز گیتار باشد و معتقدم به واسطه گیتاریست بودنم رپرتواری از این ساز را به خوبی می شناسم بنابراین نسبتا می دانم که نتیجه تنظیم این قطعه باید شایسته این ساز ( گیتار) باشد و ذوق و مزه ان را به شنوندگان منتقل کند .



 خبرنگار : ایا شما تا به حال این اتفاق برایتان پیش امده که شروع به تنظیم یک قطعه برای گیتار بکنید و بعد از مدتی به این نتیجه برسید که روی گیتار این تنظیم جوابگو نیست و بکل مجبور شوید ان را کنار بگذارید ( کل ان قطعه را )



سرجیو اسد : بله این اتفاق برایم افتاده البته بسیار کم



خبرنگار : در چه نوع قطعه ای این تجربه را داشتید ؟



سرجیو اسد : در برخی از سونات هایی که برای یک ساز نوشته شده بود با این مشکل روبرو شدم به طوری که ابتدا تصور میکردم که بسیار خوب جواب خواهد داد اما اینطور نشد و حتی بعضی از انها برای گیتار قابل تنظیم بودند اما اجرای انها بیش از حد مشکل بود و عملا نتیجه نداشت . اما نکته جالب این بود که من بعضی از این قطعات را تغییر مختصری میدادم و نتیجه ان بسیار رضایت بخش میشد



نمونه بارز ان سونات Ginastera  براي پیانو بود این قطعه در یک البوم به نام Saga dos Migrantes اجرا شده و توسط شرکت Nonesuch منتشر شده است   


خبرنگار : ایا در مورد چگونگی تنظیم و گرداوری قطعات توصیه ای به هنرمندان جوان دارید ؟ اینکه چگونه یک قطعه را انتخاب کنند  و به چه طریق از روشهای گوناگون بهره گیرند تا بتوانند موسیقی را به زبان گویا تر برای ساز منتخب خود تبدیل کنند ؟
 


خوب در اینجا دو بحث متفاوت مطرح است رونوشت و نقل یک قطعه به معنی تغییر ان از یک ساز به ساز دیگر .فقط کافی است نتهای اجرا شده روی یک ساز را منتقل کنید به ساز دیگر این کار انقدر هم دشوار نیست که به نظر می رسد در واقع امروز با کامپیوتر این کار به اسانی انجام میشود اما انچه در این میان حائز اهمیت است متنی که شما به ارامی تغییر می دهید باید این حس را به شنونده بدهد که انگار شنونده دارد به قطعه اصلی گوش میدهد این یعنی تغییر صحیح
حال شما اگر یک نوازنده ای باشید که گیتار را خوب میشناسید  و به توانایی های ساز زدن واقف باشید این کار به اسانی تبدیل یک زبان به زبان مادریتان ( گیتار ) خواهد بود . این کار واقعا زیباست فکر نمیکنم اصلا رمزی در این کار وجود داشته باشد همه اش بر میگردد به ذوق و سلیقه و صبر و اراده شما 


خبرنگار : حالا اجازه بدهید در مورد موسیقی خودتان از شما سئوال کنم شما چگونه عناصر فولکوریک موسیقی کشور برزیل را در اثارتان به تصویر میکشید؟



سرجیو: این همان چیزی است که ما انرا موسیقی فولکولوریک برزیل مینامیم . موسیقی که دوام و استحکام خود را داراست اما من بین این موسیقی و موسیقی سنتی برزیل تفاوت قائل هستم . به نظر من این اشتباهی است که بسیاری از مردم مرتکب ان میشوند و تصور میکنند که موسیقی که از یک کشور می آید موسیقی فولکلوریک ان کشور به شمار میرود در حالیکه کاملا اشتباه است


 شما در ریودوژانیرو بزرگ شدید اما در سائوپائولو به دنیا امدید در این دو سرزمین قالبی از موسیقی وجود دارد که choro نامیده میشود که گونه ای از موسیقی سنتی برزیل است اما موسیقی فولکولوریک به حساب نمی اید فقط موسیقی سنتی برزیل است 


خبرنگار : پس شما در اثار خود عناصر سنتی موسیقی برزیل را جستجو میکنید ؟



سرجيو: از لحاظ توصیف ریتمها و هامونی ان خیلی برزیلی است اما نکته مهمی که قابل ذکر است این است که توسعه و گسترش موسیقی در کشورهای امریکای لاتین براین فرض استوار است که همه انها مانند هم هستند و بر یک استیل پایگذاری شده اند


در ان زمان استعمارگرایان کماکان یکسان بودند ( خوب البته برزیل استثنا در بین كشورهای امریکای  لاتین توسط پرتغال استعمار شد ) اما عناصر این کشورها عین یکدیگر بود اما انچه که من نمیدانم این است که چرا هامونی در برزیل از کشورهای اطراف پیشی گرفت همانطور که میدانید فریبنده ترین چیز در موسیقی برزیل هارمونی ان است



 خبرنگار : ریتمها ان چطور ؟



خوب راستش نمیدانم ریتمهای مختلفی در موسیقی برزیل وجود دارد که شما انها را جز عناصر موسیقی برزیل محسوب میکنید در حالیکه  برپایه عناصر موسیقی افریقایی نوشته شده اند این موضوع در میان سایر کشورها امریکای اتین نیز صادق است بطوریکه اگر به کشورهای ارژانتین و اروگوئه سفر کنید پایه و اساس موسیقی افریقا و سیاهان در موسیقی انها مشاهده خواهید کرد ریتمهای کوبه ای سه ضربی ضربها سه به دو و ... ( اسمشان را فراموش کردم ) فرمی که استفاده میکنند هابانراس نام دارد


 


خبرنگار : سازهای سنتی برزیل برای پیاده کردن این هارمونی ها کدام هستند ؟



سرجیو :  قبل از پایان قرن 19 میلادی کشورها به راههای گوناگونی تقسیم بندی میشدند جوامعی با دربار شاهنشاهی که ساز مورد استفاده انها پیانو بود گیتار ساز کم ارزشی بود که توسط برخی از افراد نواخته میشد


 با این توصیف شما در جوامعی مانند ریودوژانیرو  و سائو پائولو فقط پیانو میشنیدید بطوری که سائوپائولو شهر پیانو نامیده میشد چون به هر خانه ای که سر میزدید به راحتی یک پیانو می یافتید .
پس نمیتوان بگوییم برزیل کشوری برای گیتار !! عاقبت برزیل تبدیل شد به کشوری برای گیتار اما نه تنها در اواخر قرن 19 بلکه مدتی بعد از این تاریخ پس گیتار توسط جوامع سطح پایین رشد پیدا کرد که موسیقی برزیل را تحت تاثیر خود قرار داد .


ادامه دارد ...


|+| نوشته شده توسط سینا در 86/01/05  |
 معرفی گروه جدید محسن چاوشی

 

اما یه خبر برای طرفداران محسن چاوشی و معرفی گروه جدیدش

به همراه 2 عكس جديد از محسن چاوشي

 روی ادمه متن کلیک کنید

     



 

اول 2 تا عكس محسن چاوشي

شهاب اكبري    محسن چاوشي

 

شهاب اکبری:  متولد 1360/1/1

ساز تخصصی: کیبورد و پیانو

از 5 سالگی موسیقی را با نواختن کیبورد آغاز کرد.

و در 8 سالگی کار موسیقی را به طور علمی نزد آقایان  تار پینیان وروحانی  آموخت

 وسپس از سن 12 سالگی به مدت 3 سال, سنتور را  نزد  استادانی چون تهرانی , ساعد , نوزری , عندلیبی و غیره درهمگام با  حفظ و اشاعه صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران فرا گرفت

در سن 15 سالگی شروع به  کار آهنگ سازی و تنظیم موسیقی نمود

و فعالیت خود در این زمینه تا به  امروزا ادامه داده است و اکنون مشغول به ساخت آلبوم جدید محسن چاوشی میباشد

که این  کار شامل   24 ترک است که در3  آلبوم مجاز تهیه میشود. در این  آلبوم سعی شده است  تلفیقی از موسیقی سنتی و پاپ ارائه گردد.

ایشان در بسیاری از کارها هم همراه محسن چاوش همخوانی میکند که یکی از ترکها با صدای خود ایشان میباشد.

 

عكس از شهاب اكبري

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

محمد بهراد جاسمی: متواد 1356, مجرد

ساز تخصصی: تار,سه تار,تنبور,دیوان,چگور,باغلاما,وآلتو

از سال 71 موسیقی را به طور جدی آغاز کرد و در نقاط مختلف دنیا به اجرای کنسرت پرداخته است (آذربایجان,نروژ,بلغارستان و ...)

دارای  5 کاست در بازار است که 3 عدد از آنها با آقای مهدیان ویکی از آنها با آقای افتخاری میباشد.

در آلبوم جدید محسن چاوشی  با نواختن تار و هم خوانی با این گروه به فعالیت پرداخته است.

تصمیم دارد در آینده کاست تلفیقی (کلاسیک) از ساخته های محسن چاوشی همراه با تنظیم شهاب اکبری را به بازار عرضه کند.

عكس از محمد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شاهرخ شریفی: متولد 1362 صادره ار اصفهان - متاهل

صدا بردار

 ایشان صاحب استودیو آفاق  است که به مدت 4 ماه مشغول فعالیت بر روی آلبوم محسن چاوشی میباشد.

به زودی قرار هست که با همین تیم به عموان خواننده یک آلبوم تهیه نماید.

 چند تا عكس از شاهرخ و استوديو ايشون

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/12/29  |
 درگذشت جیان کارلو منوتی، آهنگساز ایتالیایی

جیان کارلو منوتی آهنگساز سرشناس ایتالیایی و برنده جایزه پولیتزر در 95 سالگی در موناکو درگذشته است.

جیان کارلو منوتی در سال 1911 در ایتالیا متولد شد و پایه گذار چند جشنواره موسیقی در ایتالیا و آمریکا بود. وی از 7 سالگی به سرودن آهنگ پرداخت و اولین اپرای خود را در 11 سالگی نوشت.


جیان کارلو منوتی به تشویق مادرش در کنسرواتوار "وردی" در میلان به آموزش موسیقی پرداخت و در سال 1923 برای تحصیل در موسسه کورتیس در فیلادلفیا به آمریکا رفت.


جیان کارلو منوتی در سال 1937 اولین اپرای خود به نام "آملیا به مجلس رقص می رود" را ارائه کرد.


وی در سال های 1950 و 1954 جایزه پولیتزر را به خود اختصاص داد.


وزیر فرهنگ ایتالیا به دنبال درگذشت آقای منوتی، وی را یکی کاریزماتیک ترین چهره های هنری دنیای هنر توصیف کرد


|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/23  |
 درباره سپهر ارجمندی :

سپهر 11/09/1346 در یک خانواده هنری در تهران بدنیا آمد و دوران کودکیش را در این محیط سپری کرد. از آنجائی که پدرش رضا نقاشی چيره دست بود و علاقه وافری به موزیک، بويژه گیتار اسپانیش و آمریکای لاتین داشت و در خلوت خود هم اين ساز را مینواخت، سپهر از دوران نونهالی با صدای گیتار آشنائی پیدا کرده بطوریکه اين صدا را بهترین همدم خود می دانست.
همچنین مسافرتهای پی در پی یکی از دوستان نزدیک پدرش به اسپانیا و آوردن موزیکها و نشانه هائی از فرهنگ آن کشور، سپهر را به فراگیری روزافزون این هنر بیشتر سوق داد بگونه ای که رسیدن به اسپانیا را برای خویش یک رؤیای زیبا از زمان کودکی یافت.
وی به کمک پدرش نوازندگی گیتار کلاسیک را از سن ده سالگی آغاز و رفته رفته علاقه ويژه و قابل توجهی به گیتار فلامنکو در خود احساس کرد. از آنجائیکه سپهر میدانست فراگیری موزیک و سنت یک کشور، مستلزم زندگی کردن و ارتباط با مردم آن میباشد، تمام تلاش خویش را برای رسیدن به اروپا و ديدار اساتید بزرگ این فن گذاشت.
وی پس از دوران سربازی به تدریس گیتار اهتمام ورزید و به یاری یکی از دوستان خود آقای کیوان میرهادی زاده ( یکی از اساتید گیتار کلاسیک در ایران) اولین کنسرت گیتار فلامنکو را در سال 1370 در سالن پارک شهر تهران به اجرا در آورد که مورد استقبال مردم قرار گرفت.(جا دارد که از این استاد گرامی قدردانی به عمل آید چرا که ایشان نخستين اجرا کننده گیتار کلاسیک در یک مکان عمومی در آن برهه زمانی بود و بدینوسیله گیتار جایگاه خود را در ميان مردم پیدا کرد.)
سپهر در سال 1372 به عشق دیدن " PACO DE LUCIA " و تحقق بخشیدن به رؤیای خود و تکمیل فنون گیتار فلامنکو عازم اروپا و در کشور بلژیک مستقر و به سرعت در جامعه هنری اسپانیائی آنجا نفوذ کرد. وی سالهای متمادی با بزرگترین گیتاریست معروف آن کشور " MARQUITO VELEZ " همکاری کرده و از این راه بیشتر با دنیای واقعی فلامنکو آشنا گشت.
همزمان مسافرتهای پی در پی خود را به اسپانیا آغاز، و نزد اساتید گوناگون به فراگيری بيشتر گیتار پرداخت، استادانی چون:

Paco Serrano, Manolo Franco ,Miguel Angel Cortes, Paco Peña, Gerardo Nuñez, Tomatito, Manolo Sanlucar, Julio vallejo, Rafael Andujar, Vicente Amigo, Juan Manuel Cañizares, Enrique de Melchor, Miguel Rivera, Nino de Pura, Rafael Riqueni and chicuelo.

و همچنین دیدار فراموش نشدنی وی با" PACO DE LUCIA " و بهره مند شدن ایشان از چندین و چند نصایح این استاد بی همتا در دنیای گیتار و موزیک.
بدینوسیله وی بسرعت متوجه این راز گردید که بزرگترین رمز شناخت و نوازندگی گیتار فلامنکو، شناخت اصول تکنیکهای آن و سپس همراهی رقص آواز آن میباشد. از اینرو ناگزیر و مصمم به آموختن علم همراهی آن روی آورد و برای رسیدن به این مهم از هیچگونه تلاشی دریغ نکرده و به یادگیری آن پرداخت. با اساتیدی دگر چون: Moraito, Antonio de Palma, Antonio Patrociño, Merengue de Córdoba سپهر در سالهای اخیر در کنسرتهای بزرگ در اروپا فعالیت نموده که به عنوان مثال میتوان از کنسرت سال 2000 در شهر مادرید و کنسرت سال 2002 در شهر پورتو در پرتقال نام برد.
سپهر بزرگترین سپاسها را از پدر خود دارد چرا که او نخستين کسی بود که نطفه این هنر زیبا را در قلب و روحش کاشت، همچنین از والاترین استاد خود" JULIO VALLEJO " یکی از شاگردان قدیمی " PACO DE LUCIA " و پدر او، که نه تنها با ارزشترین رازهای این هنر را به او آموخت بلکه درس سخاوتمندی و انسانیت این استاد بزرگ که از هیچ نکته ای دریغ نکرده و بدین وسیله سپهر مهمترین جهش خود در
گیتار را مدیون او میباشد.

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/19  |
 آهنگ از توماتیتو

اینبار هم یک آهنگ در دستگاه تانگو از آلبوم  Rosas del Amor توماتیتو

امیدوارم لذت ببرید

                                         کلیک کنید

 

        

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/19  |
 خوان گومز چيكوئلو

خوان گومز چيكوئلو متولد 1968 شهر بارسلونا  مردی 38 ساله كه از دوران كودكی آموزش گيتار را اغاز كرد ان هم آمورش از نوع حسی، آموزشی كه در ان در متن موسيقی كوليهای اسپانيا قرار ميگيرد آن را حس ميكند و در ان رشد و نمو پيدا ميكند البته حضور افرادي هم چون Manolo sanlucar نوازنده بزرگ فلامنكو جهان در كنار او بی شك بدون تاثير نبود چيكوئلو در اغاز كار هنری خود پا به اكادمی موسيقی به نام Tablo De Carmen ميگذارد اين آكادمی كه در شهر بارسلون بود زادگاه نبوغ افرادی چون El pipe-sara baras-la tolea و هنرمندان بزرگ ديگری همچون Escudero بود چيكوئلو در سال 1996 فعاليت حرفه ای حود را با گروه معروف Cambalache كه خود او نيز از اولين افراد و تشكيل دهندگان اين گروه بود شروع كرد و پا به عرصه موسيقی جهان گذاشت اولين درخشش او در همين سال يعنی در سال 96 در سن 28 سالگی با ساختن موسيقی متن فيلم El Quijote اثر كارگردان معروف اسپانيا Orson welles  نگاه جامعه اسپانيا و جهان را به خود معطوف كرد و در همان سال جايره بهترين موسيقی متن فيلم را از ان خود كرد
او از اين سال به بعد فعاليت خود را در زمينه موسيقی فلامنكو  با نوازندگان و خوانندگان اسپانيا اغاز كرد حال با هم به معرفی اثار اين نوارنده فلامنكو يا بهتر است بگوئيم مدرن فلامنكو در طی ده سال اخير ميپردازيم:
1-سال1997 سالی كه دران گينسااورتگا(ginesa Ortega) خواننده جوان و تازه كار اسپانيا اولين البوم خود را روانه بازار موسيقی كرد اين اولين حضور چيكوئلو در كنار كارلس بناونت(carles benavent) يكی از مشهورترين نوازندگان گيتار باس در جهان بوداين دو به همراه خورخه پادرو(Jorge padro) اين خواننده جوان اسپانيا يعنی گينسا اورتگا را به جهان موسيقی معرفی كردند.
2-سال 1999 سال هنرنمايی او در كنار مايت مارتين(Mayet martin ) بود. مارتين كه اولين اثر فلامنكو خود را با نام muyfragil  روانه بازار كرده بود در نوارندگی گيتار در اين البوم از وجود چيكوئلو بهره جست.
3-سال 2000 سال درخشش چيكوئلو. او كه در اين سال اولين البوم سولوی خود را روانه بازار موسيقی كرد با ارائه قطعاتی در دستگاه هاي (tranta-alegria-buleria-nana-rumba-وsolea )هنر خود را در ابداع جملات جديد در موسيقی مدرن فلامنكو به جامعه فلامنكو نشان داد اين البوم كه در سبك مدرن فلامنكو ميباشد با هنرنمايی دوكنده(duquende)وميگوئلپاودا(Miguel poveda) خوانندگان موسيقی فلامنكو به اوج زيبايی خود می رسد.
4-سال 2001. در اين سال چيكوئلو به همراه نوازنده صاحب نام اسپانيا ويسنت اميگو(Vicente amigo) در ضبط و نظارت بر قطعات خواننده اسپانيايی، بلاس كردوبا(blas Cordoba) با يكديگر همكاری كردند اين آلبوم كه Viejos maestros نام دارد اولين اثر اين خواننده است. چيكوئلو و خوان رامون(juan ramon)در فواصل بين قطعات اين آلبوم به هنرنمايی پرداخته اند.
 5-سال2001. چيكوئلو در اين سال در نقش تهيه كننده هنری آلبوم ميگوئل پاودا(Miguel poveda) ظاهر شد اين آلبوم كه zaguan نام دارد از زيباترين آلبومهای اين خواننده ميباشد.
6-سال2002 اين بار او را در كنار بزرگان موسيقی جهان ميبينيم و اين نشان از پيشرفت اوست بزرگانی چون توماتيتو(tomatito)خاوييرليمون(J.limon)نينوخوسله(Nino josele)و pepe de luciaدرآلبومی به نام El Corazon de mi gente كه اثر pepe de lucia ميباشد و در آن نوازندگان بزرگی به هنرنمايی پرداخته اند.
7-سال2003 آلبوم Linaje اثر    Juanekeاو در اين سال در تهيه اين آلبوم نقش به سزايی ايفا كرد. از نكات جالب در اين آلبوم نواختن سيتار توسط چيكوئلو ميباشد او در اين آلبوم علاوه بر نواختن گيتار سيتار هم نواخت.
8-سال 2005 و اين بار نيز با ميگوئل پودا(Miguel pooveda) او كه گويی زوج خود را پيدا كرده است اين بار هم در آلبوم Desglas در كنار پاودا در دستگاه های مختلف به اجرای گيتار پرداخته است
9-سال2006 و اين بار در كنار سلطان فلامنكوی جهان يعنیpaco de lucia و محبوب ترين خواننده اسپانيا در حال حاضر يعنی دوكنده، آلبوم جديد دوكنده با نامmi forma de vivir در اين آلبوم دوكنده، چيكوئلو در ده قطعه او را ياری ميكند و به زيبايی به ما مياموزد كه چگونه مدرن فلامنكو بنواريم

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/19  |
 فرامرز اصلانی

 

فرامرزاصلانی

فرامرز اصلاني, خواننده, آهنگساز, ترانه سرا و تهيه كننده اي است كه به عنوان يك هنرمند مدرن در ايران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. او ترانه ها و موسيقي اش را عمدتا خود مي نويسد و آن را به همراه سبك مخصوص گيتار و آوازش اجرا مي كند.
او فارق اتحصيل دانشكده روزنامه نگاري دانشگاه لندن است. وي پس از پايان تحصيلات به روزنامه نگاري پرداخت و مقالات بسياري را به زبان هاي انگليسي و فارسي منتشر كرد. سپس به ايران بازگشت و فعاليت خود را يكي از دو روزنامه معتبر انگليسي آن سال ها در ايران به نام Tehran Journal آغاز نمود.
در سال 1977 او بسيار مورد توجه رئيس كمپاني CBS در تهران قرار گرفت و نخستين مجموعه از آثار موسيقي خود را تحت عنوان "دلمشغولي ها" به همراه كمپاني CBS منتشر كرد كه به سرعت توانست جزو پرفروش ترين آثار موسيقي در آن سال قرار گيرد.
پس از انقلاب سال 1979 او به همراه خانواده اش ايران را ترك گفت و در انگلستان سكني گزيد و در آنجا به طور همزمان فعاليت هاي مطبوعاتي و موسيقايي اش را پي گرفت. هر دو فرزند او به نام هاي فدرا و ركسانا نيز همچون پدر در حوزه موسيقي فعاليت مي كنند.
نخستين تور موسيقي فرامرز اصلاني در آمريكا به سال 1992 باز مي گردد. اين كنسرت كه در Shrine Auditorium برگزار گذشت با استقبال بسيار گسترده تماشاگران رو به رو شد.
"روز هاي ترانه و اندوه" يكي از درخشان ترين آثار فرامرز اصلاني به شمار مي رود.اين ترانه ها علي رغم آنكه بسيار ساده و قابل فهم هستند, اما از عمق و انديشه بسياري سود مي برند. صداي فرامرز اصلاني در اين آلبوم نيز چون هميشه گرم و بي رياست. در اين آلبوم موسيقي گيتار عنصوري تجزيه ناپذير به شمار مي رود و يكي از اركان اصلي تمامي ترانه ها را تشكيل مي دهد. سبك و سياق او چه در ترانه سرايي و چه در اجرا هميشه يكي از ويژگي هاي متمايز او نسبت به ديگران به شمار مي آيد.
از ديگر اثار مهم فرامرز اصلاني مي توان به آلبوم "به ياد حافظ" اشاره كرد كه در آن تعدادي از اشعار حافظ را به همراه موسيقي خود به اجرا درآورده

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/09  |
 Gipsy Kings

Gipsy Kings

داستان كولي‌هاي جيپسی كينگ با لوس ريوز "los Reyes" بزرگ خاندان ريوز شروع مي‌شود مردي هنرمند كه در كار تجارت اسب همكار بي نظيري براي پدر "jose Reyes" بود. لوس يكي از استادان چيره دست در نواختن گيتار به سبك فلامينگو "Rumba" و آوازخواني بشمار مي‌رفت او به صورت دوره گردي در خيابان‌ها و كوچه‌ها محبوبيتي بدست آورده بود سبك و سياق زندگي جويز نشأت گرفته از كولي‌هاي اسپانيايي بود با آيين‌ها و ريشه‌هاي سنتي خاص آن مناطق. لوس علاوه بر همه اين خصوصيات خانواده بزرگي داشت .5 پسر(نيكلاس، آندره، پاتياي، فرانكو و پال) و 6 دختر حاصل ازدواج او بود. او خيلي دوست داشت تا پسرانش نيز حرفه آبا و اجدادي او را بياموزند به همين دليل به محض اينكه پسرها به اندازه كافي بزرگ شدند او شروع به آموزش آن‌ها كرد پسران نيز خيلي زود علاقه مند شدند. نيكلاس پسر لوس مي گويد:" يك افسانه كولي هست كه مي‌گويد: وقتي زمان مرگ سردسته كولي‌ها فرا مي‌رسد او قبل از اين‌كه بميرد زنان بادار قبيله را جمع مي كند و براي آن‌ها آواز مي‌خواند و وقتي كه اولين كودك بدنيا بيايد صاحب همان استعداد خواهد شد. دوران كودكي‌مان سرشار از شگفتي بود وقتي آن‌ها روي صحنه مي‌خواندند وقتي مردمي را مي‌ديديم كه تا نيمه‌هاي شب دور آن‌ها جمع مي شدند و فرياد مي‌زدند . هيجان زده مي‌شديم. ما مي‌خواستيم مثل آن‌ها باشيم، و خيلي سعي كرديم ، سيم‌هاي زيادي پاره كرديم و دكمه‌هاي كي برد زيادي را شكستيم تا آموختيم. و حالا ما همان بچه‌ها هستيم." و به اين ترتيب آروزي ديرينه لوس به حقيقت پيوست و او يك گروه خانوادگي تشكيل داد پس از جدايي "دي پلاتا" برادر لوس آندره خوانندگي گروه را بر عهده گرفت و نيكلاس به گيتارنوازي پرداخت آن‌ها اسم گروه را ابتدا (jose Reyes&los Reyes) گذاشتند.اما بعدها به جيپسي كينگ"gepsy king" تغييردادند. وی در این باره می‌گوید:‍" جيپسي كينگ در زبان اسپانيايي به معناي "سلطان كولي‌ها" هست كه تركيبي از نام فاميلي و نام قبيله اي ما است. وقتي در آمريكا از ما و اصليتمان مي‌پرسيدند مي‌گفتند: آه، شما همان جيپس كينگ هستيد ما در واقع خيلي تصادفي يك اسم انگليسي را يدك مي‌‌كشيديم". در خلال دهه 70 آنها به Arles روستاي كوچكي در شمال فرانسه نقل مكان كردند و به اتفاق پسرعموها گروهي راتشكيل دادند كه به سبك كولي‌ها دائماً در حال كوچ بودند و در مناطق مختلف، خيابان‌ها، كلوب‌ها و سواحل دريا براي مردم ثروتمندي كه براي گذران تعطيلات گرد آمده بودند به اجراي برنامه مي پرداختند. " ما مجبور شديم تا به يك زندگي كولي وار رو بياوريم چرا كه هيچ اجتماعي ما را نمي پذيرفت، ما زماني در يك خانه ساكن شديم كه توانستيم پول كافي بدست بياوريم البته بايد يادآور شوم كه براي اينكه فرزندانمان به مدرسه بروند بايد آدرس مشخصي داشته باشيم اما وقتي كه شما مرتب در حال كوچ هستيد نمي توانيد يك رابطه واقعي و اجتماعي با ديگران داشته باشيد." آوازه لوس و گروهش خيلي زود از خيابان‌هاي پاريس فراتر رفت و كل فرانسه را در بر گرفت آن‌ها خيلي زود توانستند ساختماني براي خود تدارك ببينند و حمايت تهيه كننده مستقلي به نام ژاكوب تارتا را براي انتشار آلبومشان جلب كردند. به اين ترتيب سال 1983 اولين آلبوم گروه به نام "Allegria' منتشر شد انتشار اين آلبوم در شمال فرانسه با موفقيت روبرو شد اما در بعد جهاني نتوانست انتظاراتي را كه مردم از گروه جيپسي كينگ داشتند برآورده كند و در واقع آلبوم اول با شكست تجاري بزرگي روبرو شد. پس از اين شكست لوس دست به تغييراتي در ريتم و سازهاي مورد استفاده در گروه زد وي همچنين توانست حمايت فرانسيس لالاني"Francis Lalane" را براي انتشار آلبوم دوم خود به دست آورد. و به اين ترتيب آلبوم دوم را به نام "Luna de Fuego" را سال 1984 روانه بازار كرد كه متاسفانه علی‌رغم همه تغييرات انجام گرفته اين آلبوم نيز وضع بهتري نسبت به آلبوم اولي نتوانست به دست آورد. پس از انتشار دو آلبوم ناموفق گروه به اتفاق فرانسيس و انريكو ماسياس"Macias" شروع به اجراي برنامه ده روزه‌اي در شهر پاريس كردند كه مورد استقبال قرار نگرفت اما نوار بدشانسي‌هاي جوي بالاخره در سال 1986 پاره شد وقتي كه مارتينز "claude martinez" تهيه كننده اهل فرانسه نمايش آن‌ها در شهر Arles ديد واز آن‌ها خواست كه در فستيوال فصلي كه همه ساله در شمال فرانسه برگزار مي‌شد شركت كنند لوس پذيرفت و همان سال به جشنواره پيوست. پتانسيل بالاي تجاري و استعداد نهفته‌اي كه در گروه جيپسي كينگ بود باعث شد كه مارتينز نبض گروه را به دست بگيرد او پس از توافقش با لوس بر سر پذيرفتن مديريت مالي و هنري گروه دست به تغييرات عمده در گروه زد او شروع به مدرنيزه كردن گروه نمود و سبك گروه را با سبك‌هاي جاز و راك تركيب كرد وي هم‌چنين نام گروه را از "jose&los" به "gepsy king" عوض كرد. " فلامينگو جوهره اصلي موسيقي اسپانيا است مثل جاز در جامعه آمريكا، برآمده از آلام و آرزوهاي جامعه ماست. اما فلامنگو رومبا كمي عاميانه تر و شايد محبوبتر از فلامينگو است چرا كه مهيج و سرگرم كننده است برخاسته از هوس‌ها و دلخوشي‌هاي زندگي ماست. اما من معتقدم كه رشد و توسعه تكنولوژيهاي جديد در سيستم‌هاي ضبط و پخش، صرف‌نظر از همه تفاوت‌هاي قومي و نژادي، موسيقي‌هاي محلي را نيز تغيير خواهند داد." گروه با چهره جديدش به استوديو بازگشت و سومين آلبوم به نام "Bamboleo" را ضبط نمود اما هيچ تهيه كننده‌اي حاضر به پخش آن نشد. "متاسفانه افراد كوتاه فكر در همه جا و از همه جا هستند ما مجبوريم موسيقي محلي‌مان را با وسايل روز و مدرن درآميزيم اما ريتم و صداي ما هرگز تغيير نخواهد كرد و اگر روزي دوباره راه جاده‌ها را در پيش بگيريم صداي ما همان خواهد بود. هميشه چيزهايي هست كه توضيح دادنشان مشكل است چيزهايي كه در خونتان، قلبتان و روحتان است چيزهايي كه همه چيز شما هستند." بنابراين مارتينز تصميم گرفت كه آن را در سطح كوچك‌تري در شمال فرانسه منتشر كند. Bamboleo خيلي زود وارد كلوب‌هاي شبانه شد و زبان به زبان بين مردم گشت تا اين‌كه سراسر پاريس را فراگرفت راديو فرانسه اقدام به پخش اين ترانه كرد و كم كم پرفروش‌ترين آهنگ تابستان فرانسه شد. سال 1987 هزاران نفر از طرفداران گروه در پاريس گرد هم آمده بودند تا شاهد هنرنمايي آن‌ها باشند اين هنرنمايي با تخريب يك خانه به اوج رسيد سال 1988 گروه اولين حضور خود را در بازارهاي جهاني جشن گرفت . "كاملاً غيرمنتظره بود اما هماني بود كه آرزو داشتيم باشد اولش از روبرو شدن با آن دنياي بيرون كمي نگران بوديم، از اين گذشته ما مي‌ترسيديم آن‌ها پاسپورت ما را بگيرند و اجازه بازگشت به خانه را به ما ندهند!! اما حالا اين زندگي ماست اسب‌ها جاي خود را به ماشين‌ها داده‌اند و ما به جاهاي مختلفي سفر مي‌كنيم و با مسائل اجتماعي، ادارات بيمه، ماليات و وكلا درگيريم حالا ديگر پليس‌ها پشت سر ما نيستند بلكه روبروي ما هستند. هر چند كه كنار خانواده هايمان نيستيم اما آن‌ها هداياي ما هستند." در حالي‌كه گروه در پشت صحنه درگيري‌هاي مختلفي با تهيه كنندگان داشت اما همچنان سي دي‌هاي آن‌ها فروش بالايي به دست مي آورد و جايگاه آن‌ها در جدول پرفروش‌هاي كانادا و استراليا تثبيت مي‌شد در همين زمان‌ها يكي از پسرعموها كه شايعات زيادي در مورد او وجود داشت مجبور به ترك گروه شد او به كمك برادرانش گروه ديگري را تاسيس كرد كه به سبك و سياق فولكوريك ادامه كار مي دادند البته بر سر اسم گروه جيپسي كينگ بين دو گروه درگيري‌هاي مختلفي روي داد كه بالاخره سال 1995 با راي دادگاه به نفع لوس قائله تمام شد. 4 جولاي 1991 ، 30 هزار نفر از مردم آمريكا در سنترال پارك شهر نيويورك گرد هم آمدند تا ترانه‌هاي آن‌ها را از نزديك بشنوند آن‌ها مرتب فرياد مي‌زدند و تقاضاي اجراي مجدد برنامه را داشتند. همان سال گروه كنسرتي در اروپا برگزار كرد و سپس به ژاپن و استراليا رفت. براي اجراي كنسرت آن‌ها ابتدا به آمريكا و كانادا رفتند و با استقبال مردم مواجه شدند سپس سال 1995 به مسكو رفتند و در ميدان سرخ اين كشور به اجراي برنامه پرداختند بعد از اين اجرا گروه به پاريس بازگشت و در حضور 10 هزار نفر از مردم به هم آوايي به سبك فلامنگو پرداختند . "بدبختيهاي زندگي ما باعث شد كه همه كنار هم جمع شويم تا بتوانيم از پس دردها و رنجهاي‌مان برآييم. زبان گفتاري و نوشتاري كه در مدارس يادمان مي دادند براي ما گيج كننده بود از اين رو ما به ادبيات شفاهي روي آورديم و امروز ترانه‌هاي ما بيان كننده تاريخ و فرهنگ ماست. جوامع بسته از دنياي مدرن دور مي مانند امروز هر كسي كه به سن 14 سالگي مي رسد يك تلفن همراه دارد يا مي تواند در اينترنت با هر كس ديگري گفتگو كند چيزي كه ما در آن روزگار نداشتيم اما حالا كودكان من نيز مي توانند اين چنين باشند." پس از كنسرت مسكو سومين آلبوم گروه به نام "Estellas" منتشر شد كه در سطح جهاني با تحسين همه مواجه شد. آلبوم‌هاي بعدي "Tierra Gita na" و "Camps" يك سال بعد منتشر شدند. با ادامه موفقيت‌ها، آن‌ها به مدت 10 سال در صدر جدول پرفروشترين‌هاي جهان قرار داشتند. خانه بدوشان جيپسي كينگ پس از بازگشت به خانه سال 2004 آخرين آلبومشان به نام Roots را كه در يك خانه قديمي در فرانسه تهيه شده بود روانه بازار كردند. اين آلبوم نشانه بازگشت آن‌ها به ريشه‌هاي اصيل خانوادگي و قومي بود. نيكلاس در جواب تاثير خانواده در زندگيش مي‌گويد:" ما مرتب در حال سفر بوديم اما هرگز دور از خانواده نبوديم مادرم مي خواست هر روز ما و خانواده‌اش را ببيند و ما همه به او نياز داشتيم او بهترين آشپز دنيا بود. و اما براي ميليون‌ها طرفداري كه ترانه‌هاي ما را گرفتند و گوش دادند مي‌گويم: همه شما را دوست داريم."

آلبوم‌ها:

1983 : ماهي از آتش Luna De Fuego
1986 : Allegria
1988: سلطاتين كوليGipsy kings
1989: Mosaique
1993: عشق و اختيار Love & Liberty
1996: سرزمين كولي Tierra Gitana
1997: نقشه Compas
1998: ترانه اي از عشق Cantos De Amor
2001: ما كولي هستيم Somos Gitanos
2004 : ريشه ها Roots
 
|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/06  |
 زندگی نامه (آرمیک)

آرمیک

نام آرميک برای همه نوازندگان گيتار و بسياري از مردم آشناست چه آن زمان که نوای گيتار او روح بخش و غنای آثار خوانندگانی چون شهيار قنبری بود و چه زمانی که همه دنيا او را بعنوان گيتاريستی مطرح با سبکی مخصوص به او شناختند.

آثار او بارها در صدر برترين ها قرار گرفته و جزو پرفروشترين ها نيز بحساب می آيد. سبک آرميک را عده ای فلامنکو مينامند که شايد چندان هم دور نباشد چون علاقه او به موسيقی فلامنکو امريست انکار ناپذير اما بايد دانست او و سبکش شمه ای از موسيقی فلامنکو - جز - و حتی موسيقی ايرانيست بنوعی تلفيقی از سبکهای مختلف که Nuevo Flamenco مينامند چرا رنگ و حس موسيقی فلامنکو
بيشتر در آن نمايان استز

علاقه آرمیک به موسیقی از کودکی آغاز شد. در هفت سالگی او چنان شیفته یک گیتار کلاسیک شد که ساعت مچی خود را برای آن به گرو گذاشت.او گیتار را در زیرزمین خانه- جایی که پنهان از خانواده تمرین می کرد- مخفی نمود. زمانی که مادرش از جریان مطلع شد او استعداد شگرفی در موسیقی نشان می داد، بنا بر این خانواده اش تأمین مخارج او را به عهده گرفت.او در حالی که مصمم به تکمیل نمودن آموزش رسمی خود در زمان تعیین شده بود، یک دوره آموزشی فشرده را طی دو سال گذراند.

در 12 سالگی به آهنگسازي ميپرداخت و سبک جاز را بصورت حرفه ای آغاز کرده برای حدود 10 سال آن را ادامه داد. در طول این مدت او یکی دیگر از علایق خود یعنی فلامنکو را پرورش داد. علاقه مادم العمر آرمیک به گیتار فلامنکو در اولین دیدار او از اسپانیا آغاز شد. او اغلب برای همراهی و آموختن از موسیقیدانهای مختلف سبکهای کلاسیک و فلامنکو به اسپانیا سفر می کرد:

“وقتی برای اولين بار يک گيتار فلامنکو را لمس کردم ، دريافتم که اين توانايی را دارم که بوسيله سازم حرف بزنم”

با شروع کار تکنوازی در سال 1994 او از پیشینه جاز و علاقه اش به فلامنکو برای ایجاد تغییراتی اساسی در پدید آوردن سبک جدیدی از فلامنکو استفاده کرد. در طول این سالها او بعنوان یک موسیقیدان، تقدیر و تحسین بسیاری را برای احساسات عمیق و مهارتهای موسیقیایی خارق العاده اش کسب نموده است. قطعات و اجراهای ازشمند او محدوده کاملی از ملودیهای محلی اسپانیایی را پوشش می دهد که در طی این سالهای سازنده از تعادل ظریفی که بین سبکهای فلامنکو و کلاسیک ایجاد کرده تا سبک لاتین و جازی که شنوندگان را امروزه در موسیقی او تحت تأ ثیر قرار می دهد پیشرفت محسوسی داشته است.

قرار گرفتن آلبوم پیشین او درصدر بیلبورد جهانی و نمودارهای موسیقی دوره جدید و نیز یک فروش عالی در استرالیا دلیل قاطعی است مبنی بر پذیرش او عنوان هنرمندی که به تنهایی با طبقه بندیهای سنتی مقابله می کند. آغاز کار او برای قطعه (bolero) با نام ” گمشده در بهشت” (LOST IN PARADISE) حیطه استعدادهای موسیقیایی او را به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده، گیتاریست ونیز تهیه کننده گسترش داد.

“گمشده در بهشت” دور نمای با شکوهی از یک سبک بی همتا را که خود”gypsy jazz“می نامدش به تصویر می کشد که ترکیب شادی ازفاکتورهای کلاسیک rhumba ، cha_cha ،bolero ، jazz و bossa nova می باشد.

با AMOR DE GUITARRA” “این هنرمند الهام گرا بار دیگر نوآوریهای جدیدی را که حاصل عشق او به گیتار است به شنوندگان خود عرضه می کند.در این قطعات که تقریباً شرح حال خود اوست، آرمیک خلأ های موجود را با کمک شور موسیقیایی خویش پر می کند. AMOR DE GUITARRA قطعه ای رومانتیک و عاشقانه است که رشته مهارتهای هنری او را که به زیبایی تمام در پیش قرار می گیرند نشان می دهد.این قطعه یکی از زیباترین آهنگهای عاشقانه آلبوم است که علاقه، احترام و دانش موسیقیایی آرمیک را به روشنی به تصویر می کشد؛ خاطره ای از گردش در جاده عشاق در شبی مهتابی.

ROMANCERO” ” ملودی زیبایی از عشق و صلح است.ترتیب کار او در این قطعه به نحوی است که رفته رفته ملودی را گسترش داده ودر ادامه تنها به جنبه های استعاره ای که در تصور شنوندگان می گنجد اضافه می کند.

در”MIDNIGHT BOLERO” به شنوندگان عشق عرضه می کند.او دراین آهنگ ریتمهای فلامنکو و سازهای زهی را بطرز مبتکرانه ای با واکنشها و بانگهای احساسی ترکیب می کند که با طنین انداختن در بداهه نوازی باعث گرمی دلها می شود.در”FIESTA ” این علاقه به موسیقی با سبک منسجمی از ریتمهایی همه گیر دنبال می شود که تکنوازی او را با ضرباهنگی به یاد ماندنی و الهاماتی درونی متناوباً به وقفه می اندازد.

آرمیک مهارت ویژه ای در ریتمهای فلامنکو دارد و قسمتی از مهمترین دغدغه های خود را در”FOR YOU” به نمایش می گذارد. این قطعه تکنوازی مهارت او را به بهترین نحو نشان می دهد. او با ترکیب بخشهای تکرار شونده تند (RIFF) با لحظاتی آرام موسیقی ای بوجود می آورد که شنیدن آن بسیار لذت بخش است.

AMOR DE GUITARRA“” مطئناً بسیاری را در سراسر دنیا مجذوب خواهد کرد و به شنوندگان فرصتی برای شنیدن زیبا ترین و عاشقانه ترین ملودیهای دنیا خواهد داد.11 قطعه موسیقی نفس گیر و عالی که بنحوی واقعی زنده و شفاف هستند وازاصوات ناب فلامنکو ولاتین جاز تشکیل شده اند که آرمیک با بداهه نوازی با شکوهی با آن مقابله می کند.

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/06  |
 زندگی نامه((توماتیتو))

خوان گومز چيكوئلو متولد 1968 شهر بارسلونا  مردی 38 ساله كه از دوران كودكی آموزش گيتار را اغاز كرد ان هم آمورش از نوع حسی، آموزشی كه در ان در متن موسيقی كوليهای اسپانيا قرار ميگيرد آن را حس ميكند و در ان رشد و نمو پيدا ميكند البته حضور افرادي هم چون Manolo sanlucar نوازنده بزرگ فلامنكو جهان در كنار او بی شك بدون تاثير نبود چيكوئلو در اغاز كار هنری خود پا به اكادمی موسيقی به نام Tablo De Carmen ميگذارد اين آكادمی كه در شهر بارسلون بود زادگاه نبوغ افرادی چون El pipe-sara baras-la tolea و هنرمندان بزرگ ديگری همچون Escudero بود چيكوئلو در سال 1996 فعاليت حرفه ای حود را با گروه معروف Cambalache كه خود او نيز از اولين افراد و تشكيل دهندگان اين گروه بود شروع كرد و پا به عرصه موسيقی جهان گذاشت اولين درخشش او در همين سال يعنی در سال 96 در سن 28 سالگی با ساختن موسيقی متن فيلم El Quijote اثر كارگردان معروف اسپانيا Orson welles  نگاه جامعه اسپانيا و جهان را به خود معطوف كرد و در همان سال جايره بهترين موسيقی متن فيلم را از ان خود كرد
او از اين سال به بعد فعاليت خود را در زمينه موسيقی فلامنكو  با نوازندگان و خوانندگان اسپانيا اغاز كرد حال با هم به معرفی اثار اين نوارنده فلامنكو يا بهتر است بگوئيم مدرن فلامنكو در طی ده سال اخير ميپردازيم:
1-سال1997 سالی كه دران گينسااورتگا(ginesa Ortega) خواننده جوان و تازه كار اسپانيا اولين البوم خود را روانه بازار موسيقی كرد اين اولين حضور چيكوئلو در كنار كارلس بناونت(carles benavent) يكی از مشهورترين نوازندگان گيتار باس در جهان بوداين دو به همراه خورخه پادرو(Jorge padro) اين خواننده جوان اسپانيا يعنی گينسا اورتگا را به جهان موسيقی معرفی كردند.
2-سال 1999 سال هنرنمايی او در كنار مايت مارتين(Mayet martin ) بود. مارتين كه اولين اثر فلامنكو خود را با نام muyfragil  روانه بازار كرده بود در نوارندگی گيتار در اين البوم از وجود چيكوئلو بهره جست.
3-سال 2000 سال درخشش چيكوئلو. او كه در اين سال اولين البوم سولوی خود را روانه بازار موسيقی كرد با ارائه قطعاتی در دستگاه هاي (tranta-alegria-buleria-nana-rumba-وsolea )هنر خود را در ابداع جملات جديد در موسيقی مدرن فلامنكو به جامعه فلامنكو نشان داد اين البوم كه در سبك مدرن فلامنكو ميباشد با هنرنمايی دوكنده(duquende)وميگوئلپاودا(Miguel poveda) خوانندگان موسيقی فلامنكو به اوج زيبايی خود می رسد.
4-سال 2001. در اين سال چيكوئلو به همراه نوازنده صاحب نام اسپانيا ويسنت اميگو(Vicente amigo) در ضبط و نظارت بر قطعات خواننده اسپانيايی، بلاس كردوبا(blas Cordoba) با يكديگر همكاری كردند اين آلبوم كه Viejos maestros نام دارد اولين اثر اين خواننده است. چيكوئلو و خوان رامون(juan ramon)در فواصل بين قطعات اين آلبوم به هنرنمايی پرداخته اند.
 5-سال2001. چيكوئلو در اين سال در نقش تهيه كننده هنری آلبوم ميگوئل پاودا(Miguel poveda) ظاهر شد اين آلبوم كه zaguan نام دارد از زيباترين آلبومهای اين خواننده ميباشد.
6-سال2002 اين بار او را در كنار بزرگان موسيقی جهان ميبينيم و اين نشان از پيشرفت اوست بزرگانی چون توماتيتو(tomatito)خاوييرليمون(J.limon)نينوخوسله(Nino joselepepe de luciaدرآلبومی به نام El Corazon de mi gente كه اثر pepe de lucia ميباشد و در آن نوازندگان بزرگی به هنرنمايی پرداخته اند.
7-سال2003 آلبوم Linaje اثر Juanekeاو در اين سال در تهيه اين آلبوم نقش به سزايی ايفا كرد. از نكات جالب در اين آلبوم نواختن سيتار توسط چيكوئلو ميباشد او در اين آلبوم علاوه بر نواختن گيتار سيتار هم نواخت.
8-سال 2005 و اين بار نيز با ميگوئل پودا(Miguel pooveda) او كه گويی زوج خود را پيدا كرده است اين بار هم در آلبوم Desglas در كنار پاودا در دستگاه های مختلف به اجرای گيتار پرداخته است
9-سال2006 و اين بار در كنار سلطان فلامنكوی جهان يعنیpaco de lucia و محبوب ترين خواننده اسپانيا در حال حاضر يعنی دوكنده، آلبوم جديد دوكنده با نامmi forma de vivir در اين آلبوم دوكنده، چيكوئلو در ده قطعه او را ياری ميكند و به زيبايی به ما مياموزد كه چگونه مدرن فلامنكو بنواريم.

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/06  |
 زندگی نامه« اتمار ليبرت »


« اتمار ليبرت » در سال ۱۹۶۳ در شهر « کلن » آلمان بدنيا آمد ؛ نواختن و آموزش گيتار را از دوازده سالگی شروع کرد ؛ باوجود آنکــه آموزش موسيقی را سبک کلاسيک در مدرسهRhei Nische آموخت . ولی هميشه احساس نهفته خود را بر روی سيمهای گيتار بروزمی داد ؛ بطوريکه نوای دلنشين او نوازشگر گوشها بود؛

بعداز پايان تحصيلات مسافرتهای متعددی به کشورهای اروپا کرد و توانست برداشتهای زيبايی را که از موسيقی روسيه و اسپانيا کرده بود با احساس لطيف و عميق خود در آميزد و اولين جرقه هنر موسيقی خود بنام « فلامنکو » را بوجود آورد.


تاثیر این موسیقی آنچنان لیبرت را متحول ساخت که در سال هزار و نهصد و هشتاد و شش با اقامت در شهر « سانتا فی » ایالت « نیومکزیکو » آمریکا تمام تجربه سالهای گذشته خود را در رشته موسیقی JAZZ & FUNK GROOVE کنار گذاشت و در کنار کار در رســــــتورانهــــــــــای شهر «سانتافی» مشغول تکمیل نوعی موسیقی فلامنکو شد که بتواند جذابیت خاصی برای تمام مردم دنیا (نه اهالی مناطق خاص) داشته باشد.


لیبرت اولین گروه خود را در سال ۱۹۸۸ به نام LUNA NEGRA تشکیل داد؛ اولین اثر این گروه در سال ۱۹۸۹ به نام MARITA SHADOE & STORMS منتشر شد. با انتشار این اثر زیبای لیبرت اکثر رادیو هایی که طالب موسیقی NEW AGE بودند؛دائمآ آلبوم این هنرمند با استعداد را در سراسر غرب آمریکا از ایستگاه رادیو های خود پخش میکردند؛ نتیجاتآ نوای زیبای این گروه به گوش مسئولین شرکت HIGHTER OCTAVE RECORDS رسید سپس آلبوم قبلی او با اجرای مجدد به نام NOUVAEAU FLAMENCO NV در سراسر دنیا پخش شد. واین آغاز محبوبیت بین المللی وی بود زیرا زمانی که اجرای جدید آلبوم به گوش دوستداران موسیقی آنها رسید باعث درخواست کنسرت های متعددی در سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ از آنها شد و آثار این گروه در رتبه سوم جدول موسیقی آمریکا قرار گرفت.


گروه ليبرت در سال ۱۹۹۲ آلبوم جديد خود را به نام SOLO PARATI منتشر کرد که هنرمند معروف « سانتانا » SANTANA نيز اجرائی در آن داشت و يکی ديگر از هنرمندانی که با اجرای اثر UNFORGETABLE (متعلق به پدرش) درآلبوم ليبرت شهرت او را افزايشی چشمگير داده« ناتالی کول » دختر « نتکين کول » معروف بود اين شهرت باعث تقاضای کنسرت های متعدد ديگری در سراسر اروپا و آمريکای جنوبی برای وی شد. که همگی با موفقيت همراه بود.


آلبوم ساعاتی بين شب و روز اين گروه استاندارد جديدی را ا ز تلفيق موسيقی SOUL & BLUES بوجود آورد.آلبوم ديگر اين گروه به نام EUPHORIA با انواع مختلف ميکس و اجرای متنوع در صدر آلبومهای موسيقی و رقص محلی دنيا در آمد. از ديگر اثار ليبرت: تسليم عشق « SURRENDER LOVE » - بارسلونا « BARCELONA » - شبهای گرانادا و بعد از باران اشاره کرد .

 

|+| نوشته شده توسط سینا در 85/11/06  |
 
 
بالا